عاشق و مست روی زیبای توام ای دوست

ادبیات عرفانی

قدرت عشق

دلبرم برایت از عشق میگویم و مستی از اینکه نگاهت چون می جام مرا پر میکند و از آن مینوشم و خراب میشوم خراب نگاهت ای دوست .عزیز من  هزاران قاصدک بسویت روانه ساختم و هر کدام بوسه ای با خود دارند به امید اینکه یکی از آنها بر گونه ات بنشینند.محبوبم می گویند هنگام باریدن باران دعا مستجاب است و این منم زیر باران که هزاران بار تو را فریاد میکشم.زیبای من اشک هایم با قطرات باران یکی شده و بر زمین میچکد تا شاید دانه ای با اشک من سیراب گردد وشکوفا شود. چه زیباست آن گلی که بوی عشق بدهد و سحرگاهان شبنمی از اشک بر گلبرگش داشته باشد.عزیز من هر لحظه را هزار تکه میکنم از تمنای وصال تو.و هر کدام از این تکه ها آه حسرت میگردند بر دلم .حالا حساب کن ببین قلبم چند تکه آه دارد از فراغ تو.محبوب من کویر سرزمین وجودم عطشناک باران عشق توست که بباری و زنده اش کنی.عزیز من گلهایش همه مال تو فقط بگذارم عطرشان را استشمام کنم چون بوی تو را میدهند .بوی عشق و مستی.و من بینواخمار این مستی. زیبای من نگاه خمار گونه ات را از من دریغ مکن .بگذار بنوشم تا ته جام عشقت را .مواخذه ام نکن ای زاهد دیندار که من هر دو سرا را به جامی از می خواهم فروخت.از خمار این عشق نه دینی برایم باقی مانده و نه ایمانی.تنهامیخواهم بسوزم همچو شمع تا شاید قلب عاشق و بیقرارم کمی آرام گیرد.

  • فائزه شریعتی نیا

نظرات  (۱)

  • روح الله قاسمی زادیان
  • زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست

    در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

    در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست

    در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست

    تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند

    عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست

    چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش

    زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست

    این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است

    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

    صاحب دیوان ما گویی نمی‌داند حساب

    کاندر این طغرا نشان حسبة لله نیست

    هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو

    کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست

    بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بود

    خودفروشان را به کوی می فروشان راه نیست

    هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست

    ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

    بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است

    ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست

    حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مشربیست

    عاشق دردی کش اندر بند مال و جاه نیست

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی