عاشق و مست روی زیبای توام ای دوست

ادبیات عرفانی

نامه ای به خودم

فائزه جوون غصه نخور اشک نریز .میدونم زندگی بهت فشار میاره میدونم گاهی اوقات پرس میشی تو این فشارا و سعی میکنی فریاد نزنی میدونم دلت خوونه.ولی لبخند بزن عزیزم نذار مشکلات از پا درت بیاره نذار غم بهت هجوم بیاره مقاومت کن وقتی دستت تو دست خداست از چی میترسی ؟خودتو رها کن تو آغوشش خودش همه جوره هواتو داره .عزیزم مگه نمی گفتی دنیا ارزش هیچی رو نداره جز مهربوونی و عشق ورزیدن .پس حالا چی شده میخوای منزوی بشی و بری تو غار تنهایی.ولی نه عزیزم این کارو نکن میدونم سخته می دونم گاهی اوقات بغض گلوت رو فشار میده و اشکت جاری میشه ولی تو همون باش فائزه ی قبلی.فائزه ای که همه باهاش راحتن چون به این زودیا بهش بر نمیخوره .فائزه خوش قلب و پاک و ساده .میدونی سادگی این روزا نایاب شده نایاب.پس قدر خوبیاتو بدون و روشون سرمایه گذاری کن تابدیهات خود به خود محو بشن .فائزه شاد باش شاد خدا اینجوری دوست داره.

بیقرار

خدایا هر کار کردم دیگه ننویسم نشد دلم گاهی خیلی بیتابت میشه .و جز با نوشتن ارووم نمیگیره .پروردگار مهربوونم عشقت داره دیووونم میکنه .از عشق تو دارم مجنون میشم و چقدر زیباست این جنون.خدای من چه غریب است این عشق در حالیکه که چون شمع میسوزی و آب میشی و قطره قطره میچکی لذت وصف ناشدنی میبری.هم درد است و هم درمان .هم زخم است و هم مرهم.هم نیش است و هم نوش.خیلی حس غریبی است این عشق .فقط این عشق است که تمام قانونها رو بهم میریزه.و این عقل است که سر تعظیم در برابر عشق خم میکنه.حالا میفهمم چرا مقصود از خلقت زمین و زمان عشق است عشق

بهاران

خداوندا بهاری دیگر از راه رسید و یکسال از عمرم سپری شد .خدایا میدانم که روزها و شبهای سپری شده همه یکسانند اگر عشق در زندگیم جاری نباشد.پروردگارا میدانم تنها در یک صورت است که میتوان از زمان و گذر ایام فارغ گشت و آن هنگامی است که اکسیر عشق را بنوشی و فارغ از خود گردی .عزیزا در این لحظه که طبیعت دگرگون میگردد ، زمین به امر تو زنده میگردد ، آسمان پی در پی میبارد ،درختان شکوفه باران میشوند و گلها لبخند میزنند بهترین ها را برایمان مقدر فرما و قلبمان را از عشق لبریز فرما تا لحظه لحظه ی عمر را در شور و مستی عشق سر کنیم و چون خورشید مهربانی را بتابیم.

یا محول الحول و الاحوال حال مارا به بهترین حال تبدیل کن.آمین* سال نو مبارک*

عطر ناب عشق

وقتی تو را دارم چه غمی چه غصه ای .وقتی باور دارم مهربانیت را  وقتی میفهمم عشقت را وقتی درک میکنم که دوستم داری وقتی می بینم  قلبم را تصاحب کردی وقلبم به عشق تو می تپد.وقتی بی تو نفس کشیدن برایم دشوار است.وقتی عشقت را در ذره ذره ی وجودم حس میکنم.معبودا حاضرم هزاران بار جانم را فدا کنم ولی لحظه ای از نگاه تو دور نگردم .معشوقا زندگی بی عشق تو مردگی است .خدایا عشقت را در قلبم شعله ور ساز که این عشق مرا از دو دنیا بی نیاز خواهد ساخت .پروردگارا می دانم که این عشق مقصود تو از آفرینش هر دوجهان است وتمام کائنات و مخلوقات را به همین منظور آفریدی.عشق ناب انسان به معبودش

قلب شکسته

قلبت که می شکند صدایی ندارد فقط ریزه هایش بصورت اشک از گوشه ی چشمت میچکد صدای شکستن قلب را فقط یک نفر است که می شنود میفهمد و خریدارش است و او نیست بجز صاحب قلب این عرش الهی.خدایا قلب شکسته ام را به تو تقدیم میکنم چون فقط تویی که خریدار آنی و هیچ کس در این دنیا جنس شکسته برایش ارزشی ندارد .

آرامترین پناهگاه دنیا

پروردگارا در این دنیای پر آشوب به دنبال پناهگاهی آرام میگردم و آن نیست بجز آغوش پرمهرت.خدایا میدانم گناهکارم ولی بعزتت سوگند که بجز تو هیچ امیدی ندارم.الهی تنها سرمایه ام اشکی در چشم است و آهی در سینه.معشوقا با این دو سرمایه خریدارم باش و همچون یوسف مرا از چاه دنیا و وابستگی ها نجات بخش.خدایا تنها امیدم به دستان پرمهرتوست مرا از تاریکی ها وظلمات برهان و بسوی نور هدایتم فرما .آمین

درد

وقتی از درد به خودت میپیچی و از شدت سختی بیقرار شدی .وقتی بلاها مانند تیرهای کمان به سویت حمله میکنند.وقتی که برای زخمهای قلبت درمانی نیست. انوقت است که قلبت او را فریاد میزند .او که در تمام سختیها و مشکلات پناه توست.و مرهمی برای زخمهایت .و آرامشی برای قلب بیقرارت.آنجاست که میخواهی فریاد بکشی خدایا دوستت دارم.

لطافت سحرگاهی

سحرگاهان هنگامی که آسمان آرام آرام پرده ی شب را کنار میزند تا اولین اشعه های خورشید پدیدار گردند تو را میخوانم تویی که تمام زیبایی ها از آن توست.تویی که اوج کمال و آرامشی برای بندگانت.و تویی که یادت آرامش بخش قلبهاست.خدایا در این ساعات ناب سحر تو را میخواهم تویی که تمام آرزوی منی.الهی هیچ گاه مرا از خودت جدا مگردان .آمین

عاشقان

ای معشوق من پروردگارم تمام دنیا را برای چون منی آفریدی و من را برای خودت .و چه لذت بخش است برای چون تویی بودن .ای مهربانم اگر نافرمانی میکنم اگر ناخواسته گناه میکنم مرا ببخش که هیچ گاه قصد نافرمانیت را ندارم .عزیزم قلبم این امانت الهی را به دستان پرمهرت سپردم و از تو میخواهم انرا پاک و خالص گردانی تا چون آینه جلوه ی زیبای تو در آن منعکس گردد و روی زیبایت را ببینم.پروردگارا مرا از گناهان نجات بخش و مرا به جرگه ی عاشقان وارد ساز

انسان

انسان که باشی برایت فرق نمیکند به کی به چی عشق ورزی همه ی انسانها همه ی موجودات برایت قابل احترامند .و به همه عشق می ورزی.

دوست داری همه کس را همه چیز را چوون مخلوق دلدارند دوستشان داری چون بوی معشوقت را خورشید میتابی و فرقی برایت نمیکند سمیدهند.چوننگ باشد یا جوی. گل باشد یا گل.تو فقط میتابی و عشق میورزی و همانند خدا به مخلوقاتش عشق میورزی .واقعا بی عشق زندگی چقدر بی مفهوم است.عشق است که به زندگی رنگ ارغوانی میپاشد.رنگی از جنس آسمان بی نهایت. و دریای بیکران.